|
دست نوشته های سه دوست این شروعی است که پایانش معلوم نیست...
|
بسم الله الرحمن الرحیم مطلب برگرفته از وبسایت پربار و پر برکت askdin میباشد برای خوردن مثلا حلیم یا شله زرد نذری که اسماء متبرکه نوشته شده باید وضو بگیریم ؟ اگركلمه و یا ایه قران و یا اسماء جلاله بر روی غذا نوشته شود بدون وضو خوردن ان بخش از غذا جایز نیست . العروه الوثقی / فصل فی غایات الوضو / م 19. درحرام بودن لمس كلمات قرانی تفاوتی بین ایه و یا كلمه بلكه حرفی از یك كلمه حتی اگر ان حرف از حروف ناخوانا باشد (كلماتی كه نوشته می شوند ولی خوانده نمی شوند ) وجود ندارد،حتی اگر در جایی غیر از صفحات قران نوشته شده باشد مانند روزنامه و مجله و یا بر روی غذا لذا بدون وضو نباید لمس شود. العروه الوثقی / فسل فی غایات الوضو / م 7. --------------------------------
با سلام خدمت کاربران ارجمند و تشکر از سئوال شما خشک بودن اعضای وضویی که باید مسح شوند لازم است بنابر این اگر اعضای یاد شده چه با آب وضوء چه با غیر آب وضو به حدی تر باشند که رطوبت کف دست به آنها اثر نکند مسح باطل است از این رو حتما باید قبل از مسح آنها را خشک کرد . (1) پی نوشت: 1. توضیح المسائل مراجع م 256 -------------------------------- برای نماز صبح دیگران رو بیدار کنیم یا نه؟ مهمان اگه داشته باشیم هم بیدارش کنیم ؟ (نظر آقای سیستانی؟ بیدار کردن دیگران مانند مهمان برای نماز صبح واجب نیست اما اگر بیدار نکردن فرزندان باعث سبک شمردن نماز و عادت کردن آنها به بی نمازی گردد ، بیدار کردنشان لازم است (1) پی نوشت: 1. استفتاء از دفتر آیت الله سیستانی در قم [نویسنده:متاسفانه بسیاری از اهالی منازل،نمازشان را سبک میشمارند و به نماز صبح توجهی ندارند.اینجا حکم گویا این است که لازم است آنان را بیدار کنیم.(اگر چنین مشکلی دارید،بدون اینکه خدای ناکرده غیبت شود،مشورت کنیم)] طبقه بندی: استفتائات، [ شنبه 23 اردیبهشت 1391 ] [ 09:19 ب.ظ ] [ آرین رضا سلیمانی ]
[ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم قبل ار شروع باید عرض کنم که برادر خوبم،آقای بزرگی عزیز،مطلب بسیار مفیدی را که به قلم آورده بودند رو به بنده دادند تا مطالعه کنم. مطلب سنگین و پر برکتی بود و بنده رو حسابی به فکر فرو برد و البته بسیار مشعّف شدم. امید که این سخنان از اتصال به ماوراء طبیعت اخذ شود و نتیجه ی ریاضت های شرعی انجام واجبات و ترک محرمات باشد.چه اینکه بسیاری از مردم و به ظاهر فلاسفه از این سخان بیشتر به میدان آوردند و بندگان را به فکر فرو بردند و بعضی را به کمالات رساندند و پس از مدتی خود،نکفیر کردند و اسلام حکم به الحاد و اعدام آنها صادر نمود.این است که باید به شدت به احکام شرعی پایبند بود و سپس وارد وادی علم و تفکر قدم برداشت.عرض کردم به شدّت.نه اینکه مصداق آیه 85 بقره قرآن کریم باشیم افَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء
مَن یَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا
وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ
بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
آیا به بعضی از دستورات كتاب آسمانی ایمان میآورید و به بعضی كافر میشوید؟! برای كسی كهاین عمل (تبعیض در میان احكام و قوانین خدا) را انجام دهد جز رسوائی در این جهان، و باز گشت به شدیدترین عذابها در روز رستاخیز، چیز دیگری نخواهد بود، و خداوند از اعمال شما غافل نیست. برادر و خواهرم،قسمت اول این آیه را حفظ کن...میدانم که ذهنت پر از محفوظات مالایعنی است.همچنین.آیا بیچاره نیستیم که ذهنمان پر از مکررات بی فایده است و آیه ای را به خود تذکر نمیدهیم؟ افَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ امید که هر چه زود تر مطلب پر بارش را به دست نوشته های سه دوست بیافزاید و محفل ما را نورانی تر کند. و آنچه به ذهن حقیر رسید تا عرض کنم،این است که اسلام و ایمان همانطور که در کتاب اللهی ذکر شده است،دو مقوله ی جدا هستند.بلکه ایمان مکمل اسلام است.هر مسلمانی مومن نیست.چه بسیار افراد بی نماز و بی ایمان و گناهکار که مسلمانند. بیایید مومن باشم و اینکونه نباشیم که به بعضی ایمان بیاوریم و بعضی را تکذیب کنیم.آنچه حرام است را بر نفس خود حرام بشماریم،هرچند شیرین باشد.و آنچه را که واجب است را بر نفس خود واجب شماریم،هر چند سخت و تلخ به نظر برسد که وقتی دولتمان دمیده شود،میبینیم که شیرینی حقیقی چه بود و تلخی حقیقی چه.مثال نمیزنم،زیرا که حقیقت عالم،عشق و لذت،مثال بردار نیستند،بلکه عین نظام وجود و هستی هستند و به قول برادرم حق مطلق هستند. و دل به خیالات نبندیم. مطلبی را به امید خدا قرار خواهم داد و یا به صورت خصوصی عرض خواهم کرد.که شخصی،بنده ی خدایی،در حضور بنده،در جلوی جمع غیبت من را کرد و یا تهمت وافترایی به ما بست.ان شالله خداوند از سر تقصیراتش بگذرد.اما در این اندیشه بودم که شاید سخن نپخته ی این فرد،و قضاوت زود و شاید اشتباه او،بسیاری را به گمراهی بیاندازد و بر دفاع از خود برآمدم که ان شالله به زودی عرض خواهم کرد.اما اجمالا عرض کنم که یکی از موانع کلید کمال،عشق حقیقی و رسیدن به حق متعال،وسوسه ی ارتباط با نا محرم است.داشتن دوستی از جنس مخالف،ابراز علاقه و.... که قطعا تیری است از تیر های شیطان. اما باید دانست که هیچ حس و داشته ای در ذات ما،عبث و بیهوده خلق نشده است که در این صورت کار خداوند بیهوده خواهد بود و از حکمت خواهد افتاد،در حالی که دلایل محکم فلسفی(و نه کلامی) بر حکیم بودن خداوند دلالت دارند.پس بیش از پیش به فکر خود باشیم و از راه شرع دور نشویم و دست در دست دوستان بد ننهیم که آنها دشمنان حقیقی اند.و با یاری از خدا،به دنبال براورده کردن خواست های این امیال در خود باشیم،تا ان شالله مثل بنده از این گرفتاری بیرون روید و سراسر بهشت را در این خواست ها مشاهده کنید. و آیه ها را بخوان و سپس مطلب را ترک کن یا حق وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَن سَبِیلِ اللَّـهِ ۚ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ
اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا
گمراه می کنند؛ آنها تنها از گمان پیروی مینمایند، و تخمین و حدس میزنند.
116 انعام طبقه بندی: *لقد خلقنا الانسان فی کبد*، کلید کمال، تلخ و شیرین، [ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 02:05 ب.ظ ] [ آرین رضا سلیمانی ]
[ نظرات ]
حال:چه جالب شده الان اگر در وقت نماز مثلا درون مهمانی نماز بخوانی برایشان جالب است و با تو کاری ندارند چون تو نماز خوانی. یعنی نماز خواندن گناه است؟ اخه مشکل این است که آن ها اصلا به گناه فکر نمی کنند اگر فکر می کردند به جای مشروب خوردن می رفتند نماز می خواندند و گناهان را کنار می گذاشتند.چرا گناه کردن کاری عادی شد؟ وظیفه ی ما چیست؟ چرا باید در مدرسه ای کسانی بیاین به پیش نماز اقتدا کنند که اصلا نماز بلد نیستند و وضو نمی گیرند و فقط خم و راست می شوند و بعد انتضار بهشت دارند و همه را می زنند ، دزدی می کنند و بعد اگر بهشت نروند ناراحت هم می شوند انگار که بنده ی صالح پروردگارمان بودند. من که ترجیح می دهم در اتاقی بدون کسی باشم تا این که با آن ها باشم.
طبقه بندی: *لقد خلقنا الانسان فی کبد*، **کارگاه فکر**، مقالات، کلید کمال، تلخ و شیرین، اخلاق، [ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 ] [ 07:16 ب.ظ ] [ امیر حسین بزرگی ]
[ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم سلام دوست عزیز امروز میخواهم درباره ی چیز جالبی صحبت کنم،پس حتما مطلب را دنبال بفرما. به راستی آیا نماز تابع ماست و یا ما تابع نمازیم؟ آیا ما خواب و بیداریمان را،فعالیت ها و استراحت های خودمان را با نماز وفق میدهیم،و آیا نماز را با خودمان وفق میدهیم. منظورم را روشن تر بیان میکنم.بعضی ها صبح ها نماز را با خودشان وفق میدهند.میگویند بیدار شدیم میخوابیم!! میخوابم تا مادرم یا پدرم بیدارم کنند!! اصلا من نماز صبح را دوست ندارم و نمیحوانم!! همانطور که به وضوح مشخص است،این عده که قطعا گمراهیشان بر هدایتشان غلبه کرده،نماز را تابع خودشان میدانند. عده ای پا فراتر گذاشته،و با آنکه بیدار و یا حاضرند،نمازشان را به عمد،یعنی بدون فراموشی و عذر شرعی ترک میکنند و آن را به قضایش موکول میکند.که البته هیچ عذر شرعی در این مورد وجود ندارد که بتوان نماز را ترک کرد که این خود مطلبی است فقهی.البته قطعا چنین فردی مقید به شرعیات نبوده و هزاران جای زندگیش میلنگد.امید که خداوند هدایتش کند و از جهل و غرور و خودبینی رهایی یابد. و عده ای دیگر که لعنت مومنین و ملائکه برآنان باد،دین را به دنیا فروخته،عیش دنیا را برگزیده و اعمال شرعی را رها کرده و یا تظاهر میکنند،مانند اینکه قرینه ای بر عدم تقید آنها بر شرعیات آشکار است و یا خود علناً این مطلب را بیان کرده و از افتخارات خود بر میشمرد!! و البته عده ایم هم با دروغ گویی خود را مقید به شرعیات میدانند که البته بیشتر در سنین کم و در حضور پدر و مادر رخ میدهد که البته در سنین دیگر هم قابل مشاهده است. وعده ی آتش خداوند در مورد اینان محقق است،و آنچنان که خود نمیبینند،هم اکنون در آتش جاودان اند،و مرگ،قطع نفس ناطقه از جسم،آنان را از این حقیقت مطلع کرده و آنوقت است که فرصتی باقی نیست. اما خواننده ی عزیز،همانطور که مستحضر است،کلید کمال،گروهی متشکل از سه دوست است که دست نوشته ها و افکار خود را در این محیط به اشتراک میگذارند تا برای خود و دیگران،شاید به مانند کلیدی کوچک باشد و هدف این "سه دوست" و هدف از این دوستی،دستیابی به کمالات حقیقی و والای انسانی،بر اساس دلایل محکم و غیر قابل خدشه میباشد.روشن است که اگر پای کمالات انسانی در میان نباشد،نه این دوستی لحظه ای پایبند خواهد بود و نه اشتیاقی برای علقه ای که بین این سه دوست شکل گرفت.بلکه به سرعت از هم گسسته و آنان که به دنبال کمالاتند،دوستی ای بدون دوست را از سر خواهند گرفت. ما در اینجا قصد نداریم که اسراری از نماز اول وقت را آشکار کنیم،که ۀن خود مجالی دیگر میطلبد.مقصود سبک نشمردن نماز است،مقصود ترک نکردن نماز است،منظور صداقت در اعمال است و منظور نفروختن دین به دنیاست. تو اگر طالب کمالاتی،که هستی و خود خبر نداری،راه را آنگونه برو که ره روان رفتند.کدام ره رو طریقتی را دیدی که بسان من و تو دل به این ابزار آلات مادی بندد،هم و غمش سرگرمی ها و به قول قرآن لهو ولعب بود.لهو ولعب به معنای قرآنی غیر از لهو و لعب در اصطلاح من و تو شاید باشد اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ
وَتَفَاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ بدانید كه زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یكدیگر و فزونجویى در اموال و فرزندان است وَمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ كَانُوا یَعْلَمُونَ این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست و زندگى حقیقى همانا [در] سراى آخرت است اى كاش مىدانستند وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَیْرُ الرَّازِقِینَ و چون داد و ستد یا سرگرمیى ببینند به سوى آن روىآور مىشوند و تو را در حالى كه ایستادهاى ترك مىكنند بگو آنچه نزد خداست از سرگرمى و از داد و ستد بهتر است و خدا بهترین روزى دهندگان است الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فَالْیَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء یَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا كَانُواْ بِآیَاتِنَا یَجْحَدُونَ همانان كه دین خود را سرگرمى و بازى پنداشتند و زندگى دنیا مغرورشان كرد پس همان گونه كه آنان دیدار امروز خود را از یاد بردند و آیات ما را انكار مىكردند ما [هم] امروز آنان را از یاد مىبریم إِنَّمَا الحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا یُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلَا یَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُمْ زندگى این دنیا لهو و لعبى بیش نیست و اگر ایمان بیاورید و پروا بدارید [خدا] پاداش شما را مىدهد و اموالتان را [در عوض] نمىخواهد وَذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَیْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِیٌّ وَلاَ شَفِیعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ یُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِكَ الَّذِینَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِیمٍ وَعَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا كَانُواْ یَكْفُرُونَ و كسانى را كه دین خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنیا آنان را فریفته است رها كن و [مردم را] به وسیله این [قرآن] اندرز ده مبادا كسى به [كیفر] آنچه كسب كرده به هلاكت افتد در حالى كه براى او در برابر خدا یارى و شفاعتگرى نباشد و اگر [براى رهایى خود] هر گونه فدیهاى دهد از او پذیرفته نگردد اینانند كه به [سزاى] آنچه كسب كردهاند به هلاكت افتادهاند و به [كیفر] آنكه كفر مىورزیدند شرابى از آب جوشان و عذابى پر درد خواهند داشت دوست من،چقدر این آیات را در خودت پیاده کرده ای.همانقدر از انسان بودن سهم داری که قرآنی شده ای.و رویم به سه دوست است.سه دوستی که ادعای علاقه به دست گیری از خلق را دارند،و در مرحله ای خود را رهای از عوام مردم دانستند.که البته خود معترف اند که عوام بودن مراتب دارد.اما آیا در این سه دوست،چقدر تجلی این آیات را میبینیم؟ چقدر اینان را آیات قرآن میبینیم،به این معنا که رفتار و سکناتشان را که میبینیم،گویی آیات قرآن را قرائت میکنیم؟ امید اینکه در حد شعار نمانده باشد،و به آن چیزی چنگ زده باشند که باقیست،ابدی،و لذت و عشق حقیقیست.و باز برایت با صدای بلند فریاد بی می آورم تا پنبه های دنیا مانع از به گوش رسیدن آنها نشود که: اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا
گمراه می کنند؛ آنها تنها از گمان پیروی مینمایند، و تخمین و حدس میزنند.
116 انعام یا حق --------------------------------------------------
«قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقین؛ بگو:برهان خود را بیاورید اگر راستگو هستید ». ( طبقه بندی: مقالات، کلید کمال، برچسب ها: نماز، ترک نماز، چرا نماز، نماز در وقت، نماز خواب، خوابیدن نماز، نماز صبح، تنبلی نماز، تنبلی در نماز، تنبلی برای نماز، دنبالک ها: سبک شمردن نماز، [ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 04:30 ق.ظ ] [ آرین رضا سلیمانی ]
[ نظرات ]
بس الله الرحمن الرحیم در برنامه خنده بازار... ادای علی دائی رو در می یارن؟سوالی توجهم را جلب کرد،جالب بود و عادی و پاسخی تکانم داد. و من و تو کجاییم؟ سوال از سایت شریف www.askdin.com اما در برنامه گلخانه وقتی با تهیه کننده این برنامه (خنده بازار) بحث شد... ایشون گفت از تمام اونایی که اداشون در آوردیم اجازه گرفتیم و راضیشون کردیم... شاید از علی دائی اجازه نگرفتن...!؟ نظر آقای سیستانی در این جا چیست؟ ... ممنون پاسخی از برادری عزیز: بهترین سخن کلام پروردگار است برای کسانیکه اهل ایمان باشند :
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ
یكُونُوا خَیرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یكُنَّ
خَیرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا
بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَنْ لَمْ
یتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(الحجرات/11) ای
کسانی که ایمان آوردهاید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره
کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان
بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد
طعن و عیبجویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید،
بسیار بد است که بر آنانکه ایمان آوردند القاب فاسقین بگذارید؛ و آنها که
توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!
افسوس که در همین مقدار باقی مانده ایم.افسوس که جان خود را با لهو و بیهوده پر میکنیم و چراگاه و آبشخورمان،نشخوار های دیگران است.دیگرانی که از بیکاری ها،بی عاری ها،هرز شنوی ها و هرز بینی ها مزخرفاتی میبافند و عده ای ساعت ها،مدت ها،سال ها مینشینند و.... آری،اگر اهل یقین و تقوی بودند،میدانستند و عمل میکردند که آنچه میشنوند،آنچه میبینند،آنچه می گوییند و آنچه انجام میدهند،"خودشان" میشود. "من" میشود برایشان و روزی که دست خالی از این دیار عبور کردند و فرصتی برای بازگشتشان نبود،کوله باری پر از خاکستر های پوچ را برای خود خواهند دید. یوم الحسرت نزدیک است.به امید آن روز که دست های خالیشان را نظاره گریم،و وعده ی خدا را حق یافته ایم. عده ای را میبینم در این شهر،که نه خدامیشناسند ، نه دین.اینان خود را برتر از عبد و بندگی میبینند.موهاشان نمایان،ناخن هایشان آراسته،بر زیر پوستینی نازک با هزاران عشوه خفته در جهل مرکب.اینان از خدا،قسم خوردن به نامش را میشناسند و از قرآن،عبور از زیر آن. و عده ای که دینشان را شخصی کرده اند،آن میکنند که نفس اماره شان امر کند.و تفاوت زیادی نیست بین این و آن قبلی.چرا که در هر دو نفس اماره در کار است و دنیا،بت کده. اینان نمازشان را قضا میکنند،زینتشان را آشکار میکنند،دروغ میگویند و برای دفاع از خود به دین متوسل میشوند.شریعت را بازیچه پنداشته اند.از برکت،خوشی را فهمیده اند و از تقوا،نیمچه چادری بر سر کردن. و عده ای دیگر آنانند که دین و دنیا را هر دو فروخته اند.که نه دین دارند و نه دنیا.دینشان جهالت است،علمشان حجاب است،عملشان آن نیست که میگویند،و دنیایشان با ترس و لرز میگذرد.گاه از در ترس عذاب جهنم میلرزند و گاه به امید پری روی و شاه بانویی خندان و امیدوار.اینان آنانند که دین را تیره بر مردم جلوه میدهند و تقوا در چهره شان گم گشته است.خود را عابد و عارف،فیلسوف و متّقی میدانند.اما خیالات باطل این قوم را به کجاها خواهد کشاند. و عده ای در کارند.صبح تا به شب،مراقب نفس اماره و خیالات واهی اند.از لهو ولعبو و پوچ و بی معنا به دورند.درجاتشان رفیع است و هیچ چیز و لذتی را به "لذات فوق عقلانیشان" نخواهند فروخت. اینانند که سحر گاهان که باقی در خوابند،بر سجاده هاشان نشسته،گاه گریانند،گاه لرزانند،گاه مدهوش و گاه در فورانند. خداوند با اینان محشورمان گرداند و دوستیشان را در دنیا نصیبمان کند و باز وقتی به خود باز میگردیم،میبینیم در دریایی از خیالات غرق شده ایم و در لجن زار لذات و آرزو ها فرورونده تر از دیروزیم. کافیست تا به افکار چند روز گذشتیمان بیاندیشیم. به راستی به چه چیز می اندیشیدیم؟ به کمال؟ به خدا؟ به همسر؟ به یار و مونس؟ به محبت یک دست نامحرم؟ و همانیم....همانیم که اندیشیده ایم. و به راستی چقدر از فرصتمان را برای تفرح گذاشتیم؟ 1 دقیقه؟ 10 دقیقه؟ چند ساعت؟ و چقدر قرآن و حدیث خواندیم؟ و چقدر در عمق مسایل سنگینش فرو رفتیم؟ 1 دقیقه؟ 2 دقیقه؟ چند ثانیه؟ همیشه ریز مینوشتم،زیر مینوشتم.اما این بار درشت مینویسم،شاید تقوی پیشه کنی...شاید وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَن سَبِیلِ اللَّـهِ ۚ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ
اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ آنها تنها از گمان پیروی مینمایند، و تخمین و حدس میزنند. 116 انعام طبقه بندی: کلید کمال، اخلاق، برچسب ها: حکم شرعی تمسخر، تمسخر در خنده بازار، خنه بازار، تمسخر، مسخره کردن افراد، مسخره کردن، خنده بازار مسخره علی دایی، خنده بازار حکم شرعی، احکام شرعی خنده بازار، تمسخر دیگران حکم، [ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 ] [ 01:11 ق.ظ ] [ آرین رضا سلیمانی ]
[ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم چقدر دزدی برایمان راحت شده چقدر پایمال کردن حق دیگران برایمان راحت شده وقتی که چشمانمان را ببندیم،و حق دیگران را زیر پای خود قرار دهیم وقتی بی تفاوت به لذت بردن از مال های حرام میپردازیم و وقتی بی تفاوت به نفس خودمانیم چه انتظار انسان بودن و انسان شدن ای نادان،ای سارق،ای غاصب بدان اگر حق صاحب حقی را خوردی،باید بر جبران آن برایی مالش را بازگردانی ضررش را بپردازی و رضایتش را جلب کنی آنچه در گذشته کرده ای،هیچ گاه نابود نمیشود.اول باید از گذشته ها شروع کنی و سپس آینده را بسازی میتوانی آینده را مثل گذشته با دزدی و غصب بسازی و میتوانی آینده را پاک بسازی این به علم و عمل تو بستگی دارد اما بدان خداوند از حق خود میگذرد،اما از حق بندگانش نمیگذرد بدان که اگر افسارت را در دست نفس اماره ات قرار دادی،تو را جز به آتش جهنم نمیبرد و بدان ای نادان که حق منحصر در مبلمان و کیف پول و خانه نیست امروز وصعت بیشتری برای اموال هست نرم افزارهایی که تو میخوری و از حرام،نفس تو میشوند بازی هایی که از آنها به ناحق لذت میبری به ناحق ای نادان آری روزی باید لذت های برده را با آتش از تو بازپس گیرند نمیدانم به چه هنگام میخواهی به خود آیی بفهمی بیهوده خلق نشده ای نمیدانم چه قدر عالمی هرچقدر که باشی نمیدانم چه هنگام میخواهی به علمت عمل کنی یا حق ............................................................................................................................................................. وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَن سَبِیلِ اللَّـهِ ۚ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ آنها تنها از گمان پیروی مینمایند، و تخمین و حدس میزنند. 116 انعام [ یکشنبه 13 فروردین 1391 ] [ 03:48 ب.ظ ] [ آرین رضا سلیمانی ]
[ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم دانستن چقدر عجیب است."من میدانم امروز چه روزیست"."من میدانم نام مادرم چیست"...
دانستن چیست و چه نوع موجودیست؟ دانستن...دانستن...دانستن بسیاری از مطالب را می آموزیم.اما نمیدانیم دقیقا چه اتفاقی درون ما می افتد.میپرسم:فلانی چطور آدمیست. میگویند:آدم بسیار مهربانیست. میپرسم:مهربان است یعنی چطور است؟ یعنی این مهربانی چیست؟ میگویند مهربانی در درون افراد است.چیزی نیست که بتوان با چشم دید. اما من میپرسم:درون آدم ها کجاست.تو که میگویی "درون"،کجای آدم را تصور میکنی که میگویی "درون". حقیقتا چشمت را ببند و درون خودت را تصور کن. فرصتی چند ثانیه ای میدهم تا انجام دهی.سریع نگذر.تامل کن.چشمانت را ببند و به "درون خودت" فکر کن.ببین میتوانی پیدایش کنی. . . . . . کجا بود؟ تو هم دیدی؟ یک چیز عجیب است.یک چیز بی ماده ی عظیم،گویی تمام کهکشان ها و ستاره ها و عوالم را فراگرفته.و این خودت بودی. چقدر "من" عجیب است.به راستی اگر هیچ زبانی بلد نبودیم چطور می اندیشیدیم.هربار که می اندیشم میبینم دارم با خودم حرف میزنم.از خودم میپرسم آتش چیست،چرا گرم است،گرما چیست.... اما اگر تکلّم و سخن گفتن نبود،اگر با همین قدرت فکر و اندیشه،همین لحظه،یم دفعه پدید می آمدیم،به چه می اندیشیدیم؟ چگونه از خود میپرسیدیم من کیستم.آخر "من" وجود نداشت تا بگوییم "من کیستم" دوست من،در آفاق و انفُس بی اندیش که تو گنج ها در درون داری.تو در درون معدن ها داری که هرکدام را کشف کنی،بی نهایت در به رویت گشوده میشود که لذاتی عقلانی می چشی.این که سرگرمی های جسمانی و حسی تو را مشغول کرده و به تو لذتی میدهد،این پایین ترین سطح وجودی توست.پرواز چیست؟ پریدن از ارنفاع چیست؟ برنده شدن در فلان مسابقه چیست؟ چشیدن غذا و اینها کجاست؟ اینها که همه لذت های خاکی اند.این ها همه پایین اند.برو بالا تو غذاها داری.لذت ها در انتظار توست. آری جان برادر،مجاهده میخواهد و همّتی مردانه.چشم ظاهر را ببند تا چشم دلت باز شود.گوش و دهان ببند تا تمام اعضای بدنت گوش و دهان شوند.به مانند این قوم غافل نباش که از صبح در آمد و شد دنیا اند. ............................................................................................................................................................. وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَن سَبِیلِ اللَّـهِ ۚ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ آنها تنها از گمان پیروی مینمایند، و تخمین و حدس میزنند. 116 انعام طبقه بندی: **کارگاه فکر**، کلید کمال، برچسب ها: من کیستم، تفکر در انفس، انسان کیست، [ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 10:27 ب.ظ ] [ آرین رضا سلیمانی ]
[ نظرات ]
ببین و آگاه باش که چطور دارن ما را اسلحه ی خود قرار می دهند(فراماسونری ها) ولی این اسلحه بر علیه آنان برمی خیزد چون به مکر و حیله ی آن ها آگاه است.و ببین که چطور دوستان خوبمان را سپر خود قرار داده اند ولی این سپر ها از آن ها دفاع نمی کنند چون به مکر و حیله ی آنان آگاه اند. و اما دلیل دوم : چون این سپر ها و اسلحه ها ، اسلحه شان برهان و سپر هایشان منطق است . پس خیالمان از اسلحه و سپر هایشان راحت است ولی می رویم سراغ کسانی که شبیه مردمان کوفه اند و از درون سپاه خود پرهیزکاران هستند و با چاقو های خود که خیانت است سپاه سپاه کشته از بغلشان می افتد. باید مواظب این افراد بود چون ، نه زخمی بر صورت دارند و نه علامتی دارند که آن ها را بشود از یاران وفادار جدا کرد. مواظب این کوفیان باشید. ((یا حق))
طبقه بندی: فراماسونری، **کارگاه فکر**، مقالات، کلید کمال، [ یکشنبه 28 اسفند 1390 ] [ 08:39 ب.ظ ] [ امیر حسین بزرگی ]
[ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت دوستانم خوب،عید است.البته عیدی که به قول برادرم برای بیشتر مردم عید نیست.چرایش را هم از خودش نقل میکنم به گفته ی امام علی (ع): روزی که در آن گناه نباشد آن روز عید است .
راستش وقتی این حدیث را برادرم برایم نقل کرد و خداوند به دست او روزی ما کرد،مهر تائیدی بر آنچه از اساتیدم آموختم بود.آنچه استنباط کرده بودیم و در سخنانمان کم و بیش به آن ها اشاره میکردیم صحیح بود. اما ریشه ی این که عید ظاهری برای بعضی ها با عید باطنی هماهنگ نمیشود،در کلام آقا جان "گناه" شمرده شده.اما ارتباطش با عید ظاهری همان عادت ها و سنت هاست.عادت ها و سنت هایی که نمیدانیم آنها را از کجا آورده ایم،از چه کسی به ارث بردیم.در فرودگاه و ایستگاه قطار آیا اگر کسی به ما یک بسته که نمیدانیم در آن چیست را به ما بدهد و بگوید "بگذار در ساک و چمدانت" به راستی میگذاریم؟ چه تفاوتی است.این شاید مواد مخدر و یا بمبی باشد و نهایتا جسم خاکی را تباه کند،اما آن سنت غلط...آن عادت اشتباه جان را تباه میکند. سبزه های کنار خیابانمان که برای عید میفروشند،همه در ظروف خرگوش شکل و مجسمه شکل است.در صورتی که در فقه اسلامی،مجسمه حرام است.اما چه کسی توجه دارد؟ گدایی ها شروع میشود.بر سر چهارراه ها میرقصند و ساز و آواز بلند میکنند.گدایی میکنند...این ها همه گی از موارد دارای اشکال است. و ما با دلسوزی نگاه میکنیم.دست در جیب میکنیم،صدای آهنگ را کم میکنیم تا خدای ناکرده قلب آن رقاص از اینکه آهنگش را گوش نمیکنیم و رقصش را نگاه نمیکنیم به درد نیاید.این رفتارِ اکثریت است و گاهی هم کم و بیش بالا پایین دارد. پس این عادت و سنت که عید هرسال همراه ماست،شاید باید مورد دقت ما سه دوست قرار گیرند.و اما هجرت...هجرت به معنای از جایی کوچ کردن به جای دیگر است.از عادت به عادت ها به عادت به بی عادتی ها کوچ کردن است.عادت به بی عادتی ها یعنی چه؟ یعنی عادت به اینکه به هیچ چیز عادت نکنیم.آیا مرحله ای بعد از این هم قابل تصور است؟ جوابش را شما بدهید اما همین عادت به بی عادتی ها مطلب را دنبال کنید،ان شالله روزی های معنوی بسیاری در آن نصیبتان خواهد شد شهید مطهری (رحمه الله علیه) ازهجرت ، تعبیر معنوی هم در احادیث شده است : « المهاجر من هجر السیئات » ولی گفتیم بر خلاف توهم بعضیها ، این تعبیر ، معنایش نفی هجرت ظاهری وجسمانی نیست ، بلكه اثبات یك هجرت در سطح روحی ومعنوی است . یعنی هجرت اسلامی منحصر به این نیست كه انسان از شهر و دیار و ده و منطقه خود هجرت كند ، زبون منطقهاش نباشد ، اسیر شهر و ده خود نباشد ، اسیر آب و هوایی كه در آن زیست كرده نباشد ، اسیر عوامل جغرافیایی محیط خود نباشد كه خود یك نوع آزادی ونفی اسارت است ، بلكه همچنین انسان نباید اسیر خصلتها و عادتهای روحی كه به او چسبیده است و اسیر منطقه روحی كه در آن زندگی میكند و اسیر جو روحی خود باشد انسان به یك چیزهائی عادت پیدا میكند . عرف جامعه برای او یك اصل میشود و یك عادت جسمی یا روحی برای او پیدا میشود . عادت جسمی مثل عادت به سیگار كشیدن . خیلی از افرادی كه سیگار میكشند وقتی پزشك به آنها میگوید : سیگار نكش ، جواب میدهند عادت كردهام ، نمیتوانم عادتم را ترك كنم ، ترك عادت موجب مرض است ! كه حرف مفتی است . المهاجر من هجر السیئات ، مرد آنست كه بتواند از آنچه كه به او چسبیده است جدا شود و هجرت كند . تو اگر از یك سیگار كشیدن نتوانی هجرت كنی انسان نیستی. مرحوم آیة الله حجت اعلی الله مقامه یك سیگاری ای بود كه من واقعا هنوز نظیر او را ندیدهام ، گاهی سیگار از سیگار قطع نمیشد ، گاهی هم كه قطع میشد طولی نمیكشید . اكثر اوقات ایشان سیگار میكشید . وقتی مریض شدند ، برای معالجه به تهران آمدند و در تهران اطبا گفتند چون بیماری ریوی هم دارید باید سیگار را ترك كنید . ایشان ابتدا به شوخی گفته بود من این سینه را برای سیگار میخواهم اگر سیگار نباشد سینه را میخواهم چه كنم ؟ گفتند به هر حال برایتان خطر دارد و واقعا مضر است . فرمود : مضر است ؟ گفتند : بله . گفت : نمیكشم . یك " نمیكشم " كار را تمام كرد . یك عزم و یك تصمیم ، این مرد را بصورت یك مهاجر از یك عادت قرار داد انسان نباید اینقدر اسیر عادت باشد . متأسفانه باید عرض كنم كه عادات اجتماعی بیشتر در میان خانمها رایج است تا آقایان . مثلا رسم چنین است كه در روز سوم و هفتم و چهلم میت ، چنین و چنان بكنند . یا در عروسی رسم این است كه روی سر عروس قند بسایند و امثال اینها . میگویند : رسم است چه میشود كرد ، مگرمیشود آنرا زیر پا گذاشت ؟ ! حال چه فلسفهای دارد و چرا ؟ جواب میدهند رسم است دیگر ، رسم را كه نمیشود انجام نداد . این یعنی زبونی ، حقارت و بیچارگی . انسان نباید اینقدر اسیر عرفها باشد . آدم باید تابع منطق باشد . البته مثل امروزیها هم نباید بی جهت سنت شكن بود و گفت من با هر چه سنت است ، مخالفم ! خیر ، من با هر چه كه سنت است مخالف نیستم ، با هر چیزی كه منطق دارد موافق و با هر چه كه منطق ندارد مخالفم . آن هم از آن طرف افتادن است بنابراین اسلام هجرت را در زندگی انسانها یك اصل میداند . معنایش چیست ؟ احیاء و پرورش شخصیت انسان ، مبارزه با یكی از اساسی ترین عوامل زبونی و اسارت انسان ، ای انسان اسیر محیطی كه در آن متولد شدهای نباش ، اسیر خشت وگل نباش انسان باید برای خود این مقدار آزادی و حریت واستقلال قائل باشد كه نه خود را اسیر و زبون منطقه وآب و گل كند و نه اسیر وزبون عادات وعرفیات و اخلاق زشتی كه محیط به اوتحمیل كرده است ، باشد . المهاجر من هجر السیئات ، مهاجر كسی است كه بتواند از سیئات ، بدیها ، پلیدیها ، زشتیها وصفات بد جدا شود . هجرت یعنی جدا شدن از زشتیهایی كه بر انسان احاطه پیدا كرده ، آزاد كردن خود از پلیدیهای مادی و معنوی كه بر انسان احاطه پیدا كرده است http://www.ghadeer.org/ یا حق ............................................................................................................................................................. وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَن سَبِیلِ اللَّـهِ ۚ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ آنها تنها از گمان پیروی مینمایند، و تخمین و حدس میزنند. 116 انعام طبقه بندی: در محضر بزرگان، کلید کمال، اخلاق، [ یکشنبه 28 اسفند 1390 ] [ 07:42 ق.ظ ] [ آرین رضا سلیمانی ]
[ نظرات ]
چند روز پیش بین من و معلم کارگاهمان که در مورد همه چیز چیزی می داند بحثی خوب شد که من داشتم از جناب استاد رائفی پور چیزی نقل می کردم که ناگهان معلم حرفی زد که من را دو دل کرد و ان این بود که بعضی ها برای فراماسونری ها کاری می کنند که این است اینقدر ان ها را بزرگ و قدرتمند نشان می دهند که ما را در مقابل ان ها خار و خفیف کنند این معلم ما می گفت که استاد رائفی پور هم با فراماسونری ها است و کارش همین بزرگ جلوه دادن کار های کوچک ان ها است. مثلا می گفت که از وقتی پسرم این سخنرانی ها را دیده است هر جا که می رویم و هر چه که می بینیم می گوید این مال فراماسونری است. به نظر من این طور هست و من هم با نظرشان در مورد استاد رائفی پور مخالف هستم نظر شما چیست؟؟؟؟؟؟؟؟ طبقه بندی: فراماسونری، **کارگاه فکر**، مقالات، [ جمعه 26 اسفند 1390 ] [ 04:40 ب.ظ ] [ امیر حسین بزرگی ]
[ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم این مطلب را برای تکمیل ضمیمه به مطلب شریف برادرم میکنم مطلب برادرم روحی جدید در من دمید و جانم را تازه کرد الحمدلله رب العالمین سبک شمردن نماز از زبان شهید مطهری (رحمه الله علیه)
یکی از گناهان، استخفاف نماز یعنی سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن یک
گناه بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفیف شمردن، استخفاف کردن،
بی اهمیت تلقی کردن گناه دیگری است. پس از وفات امام صادق علیه السلام ابوبصیر آمد
به امّ حمیده تسلیتی عرض کند. امّ حمیده گریست. ابوبصیر هم که کور بود گریست.
بعدامّ حمیده به ابوبصیر گفت: ابوبصیر! نبودی و لحظه ی آخر امام را ندیدی؛ جریان عجیبی رخ داد. امام در یک حالی فرو رفت که تقریباً حال غشوه ای بود. بعد چشمهایش را باز کرد و فرمود: تمام خویشان نزدیک مرا بگویید بیایند بالای سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت کردیم. وقتی همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طی می کرد یکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعیت و همین یک جمله را گفت: اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلوٰةِ هرگز شفاعت ما به مردمی که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسید. این را گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد. امام نفرمود که شفاعت ما به مردمی که نماز نمی خوانند نمی رسد؛ آن که تکلیفش خیلی روشن است، بلکه فرمود به کسانی که نماز را سبک می شمارند. یعنی چه نماز را سبک می شمارند؟ یعنی وقت و فرصت دارد، می تواند نماز خوبی با آرامش بخواند ولی نمی خواند. نماز ظهر و عصر را تا نزدیک غروب نمی خواند، نزدیک غروب که شد یک وضوی سریعی می گیرد و بعد با عجله یک نمازی می خواند و فوراً مهرش را می گذارد آن طرف؛ نمازی که نه مقدمه دارد نه مؤخره، نه آرامش دارد و نه حضور قلب. طوری عمل می کند که خوب دیگر این هم یک کاری است و باید نمازمان را هم بخوانیم. این، خفیف شمردن نماز است. این جور نماز خواندن خیلی فرق دارد با آن نمازی که انسان به استقبالش می رود؛ اول ظهر که می شود با آرامش کامل می رود وضو می گیرد، وضوی با آدابی، بعد می آید در مصلاّی خود اذان و اقامه می گوید و با خیال راحت و فراغ خاطر نماز می خواند. «السّلام علیکم» را که گفت فوراً در نمی رود، مدتی بعد از نمازْ با آرامش قلب تعقیب می خواند و ذکر خدا می گوید. این علامت این است که نماز در این خانه احترام دارد. نمازخوان هایی که خودشان نماز را استخفاف می کنند یعنی کوچک می شمارند (نماز صبحشان آن دم آفتاب است، نماز ظهر و عصرشان آن دم غروب است، نماز مغرب و عشاشان چهار ساعت از شب گذشته است و نماز را با عجله و شتاب می خوانند) تجربه نشان داده که بچه های اینها اصلاً نماز نمی خوانند. شما اگر بخواهید واقعاً نمازخوان باشید و بچه هایتان نمازخوان باشند، نماز را محترم بشمارید. نمی گویم نماز بخوانید؛ بالاتر از نماز خواندن، محترم بشمارید. اولاً برای خودتان در خانه یک مصلاّیی انتخاب کنید (مستحب هم هست) یعنی در خانه نقطه ای را انتخاب کنید که جای نمازتان باشد، مثل یک محراب برای خودتان درست کنید. اگر می توانید (همان طوری که پیغمبر اکرم یک مصلّی ٰ و جای نماز داشت) یک اتاق را به عنوان مصلّی ٰ انتخاب کنید. اگر اتاق زیادی ندارید، در اتاق خودتان یک نقطه را برای نماز خواندن مشخص کنید. یک جانماز پاک هم داشته باشید. در محل نماز که می ایستید، جانماز پاکیزه ای بگذارید، مسواک داشته باشید، تسبیحی برای ذکر گفتن داشته باشید. وقتی که وضو می گیرید، اینقدر با عجله و شتاب نباشد پایگاه شهید مطهری http://www.mortezamotahari.com خداوندا،ما را از نمازگزاران حقیقی قرار بده خداوندا،حقیقت نماز را بر با ظاهر ساز و باطنش را در باطن ما جاری ساز خداوندا،توفیق سبک نشمردن نماز را به ما عنایت فرما خداوندا،شدت دوستی برادران و خواهری مومنمان را در سینه های ما جای ده و دشمنی دشمنانت و بی توجهی به بی توجهانت و دوری از دوری جویان از خودت را روزی ما گردان و توفیق عمل به علم را به ما عنایت فرما یا حق یا وجود باتشکر از آقای امیر حسین بزرگی طبقه بندی: در محضر بزرگان، کلید کمال، اخلاق، [ جمعه 26 اسفند 1390 ] [ 12:14 ب.ظ ] [ آرین رضا سلیمانی ]
[ نظرات ]
به گفته ی امام علی (ع): روزی که در آن گناه نباشد آن روز عید است . امید وارم هر روزتان عید باشد نه اینکه مثل کسانی که هر روز خود را تباه می کنند و نماز را سبک می شمرند. راستی سبک شمردن نماز به میان آمد. آیا می توانید گناهی هم سطح سبک شمردن نماز بیاورید؟ در فیلم مختار نامه می خواستند خولی را (که سر حضرت را به خانه ی خود آورد و پاداش گرفت ) مجازات کنند به حکیم گفتند که حکم این حیوان چیست؟ حکیم هم در جواب پاسخ داد این کار هم مثل سبک شمردن نماز حکمی ندارد یعنی اینقدر بد است که نمی توان برای او مجازاتی تعیین کرد. من از این ناراحتم که هیچ یک از روز های عوام عید نیست ولی بهانه ای مادی برای بیش تر گناه کردن آورده اند واسم آن هم عید است من دوست ندارم اسم روز یک آدم بزرگ که گناه نمی کند را روی 13 روز از سال بگذارند که گناه در آن روز ها به حداکثر می رسد. اصلا چرا عید مادی 13 روز است ؟ این را که همه ی ما سه تن می دانیم که از آداب فراماسونری گرفته شده است مخصوصا سیزده به در که می روند سبزه که نشانه ی ایمان است را دور می اندازند. انگار که همان لحظه ایمانشان را همراه با آن سبزه دور می اندازند و دوباره چهره ی پلیدشان را نشان ما می دهند. یا هو
طبقه بندی: احادیث، کلید کمال، مقالات، فراماسونری، [ جمعه 26 اسفند 1390 ] [ 10:59 ق.ظ ] [ امیر حسین بزرگی ]
[ نظرات ]
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید. [ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 04:31 ب.ظ ] [ آرین رضا سلیمانی ]
[ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم من و تو: بزرگترین خطا در ازدواج، ازدواج سنتی است بزرگترین خطا در ازدواج، ازدواج سنتی است چرا که در این ازدواج ها فرصت شناخت برای طرفین وجود ندارد. ![]() کارشناس شبکه "من و تو" در برنامه "من و تو پلاس" گفت: « بزرگترین خطا در ازدواج، ازدواج سنتی است. ممکن است به خیلی ها بربخورد ولی این یک واقعیت است چرا که در این ازدواج ها فرصت شناخت برای طرفین وجود ندارد. در این ازدواج ها ابتدا مراسم شیرینی خوران است بعد هم تعیین مهریه و بله برون. و بعد مشخص می کنند که خرج و مخارج را چه کسی باید بپردازد و دعوا ها هم از همین جا شروع می شوند.» این کارشناس سپس در جواب سوال مجری برنامه که پرسیده بود آیا برای حل این مشکل راهکاری دارید افزود: « اولا شخص باید خودش را خوب بشناسد وبه مسائل عمقی دقت کند و ببیند آیا این شخص برایش مناسب است؟ آیا من برای او مناسب هستم؟ البته سن ازدواج هم خیلی مهم است. آخر دختر 18 یا 20 -25 ساله آمادگی برای ازدواج دارد؟ حتی ممکن است شخص 30-35 ساله و حتی 40ساله هم برای ازدواج آمادگی نداشته باشد». البته باید توجه داشت که کارشناس شبکه من و تو نگفت که در ازدواج های سنتی دوره ای به نام دوره نامزدی وجود دارد و این دوره حداقل چند ماه طول می کشد و دختر و پسر در این دوره فرصت کافی برای شناخت همدیگر را دارند. و نگفت که اگر سن مناسب برای ازدواج 20 تا 35 و حتی 40 سالگی نیست پس سن مناسب برای ازدواج چند سالگی است؟ ناگفته نماند که این کارشناس که ازدواج بعد از 30-35 سالگی را مناسب می داند در مقابل دانشمندان که معتقدند باردار شدن زن بعد از 35 سالگی هم برای زن و هم برای جنین خطرناک است و بهترین سن برای بارداری بین 18 تا 35 سالگی است چه جوابی دارد؟ لازم به ذکر است که آیا صحبتهای کارشناس شبکه من و تو در پاسخ به درخواست مجری برنامه که از وی خواست راهکاری برای حل مشکلات مطرح شده ارائه دهد یک راهکار است؟ برادرم و خواهرم،آیا انتظار داری وقتی در سنینی که فطرت تو خواهان ازدواج است،و شریعت آن را بر تو واجب شرعی میداند،اطرافیانت درکت کنند؟ اینان همان قوم ظالمی هستند که ما را درک نخواهند کرد.بلکه فقط پیرو شهوات و هواهای نفسشانند. من و تو: چطور با سکس ثروتمند شوید شبکه 'من و تو' با تهیه گزارشی پرداختن به مسائل سکسی را موجب ثروتمند شدن دانست. این شبکه برای نشان دادن راه های ثروتمند شدن گزارشی از یکی از ثروتمندان غربی تهیه کرده و در این گزارش اقدام به ترویج روابط نامشروع کرد. ![]() در این گزارش، پرداختن به سکس را موجب ثروتمند شدن هر انسانی دانسته و اعلام کرد: «می توان از اشتیاق عمومی که در مسائل سکسی است استفاده کرد و با فعالیت در این زمینه به زودی تبدیل به یک ثروتمند شد.« پخش این گزارش از شبکه من و تو نشان دهنده شدت انحطاط فرهنگ غربی است که برای رسیدن به پول بدون هیچ خجالتی حاضرند دست به هر کاری بزنند . هر فردی از به زبان آوردن این لغت شرم داشت.اما امروز نه شرم ندارد،بلکه تظاهر به آن میکنند. خود را میسازند برای آن. اما گویا ما را خوابی عمیق گرفته و همچنان در 40 گمان خوب خود سرگردانیم میخواهی باهم بنشینیم و چهل گمان خوب به دشمنان اسلام و یزید و شمر کنیم؟ برادرم به برادر مومنت گمان خوب ببر و آنکه دینت فرموده اما نادان نباش من و تو : مهریه ظلم به زن و مرد است شبکه من وتو درتاریخ10سپتامبر(19شهریور) در برنامه ای به بررسی و تحلیل مهریه در ایران پرداخت و عنوان کرد: «مهریه عادلانه نیست و یک نوع نگاه جنسیتی به زن می باشد.» کارشناس این برنامه ابراز داشت: «تعبیری که ما در جامعه از زن داریم موجودی ضعیف است که نمی تواند خودش را سر پرستی کند و یک نفر دیگر به صورت یک مالک او را به عقد خودش در می آورد و جزء املاک آن مرد می شود.» کارشناس برنامه سپس عنوان کرد: «مهریه، دختران را در شرایط عدم امنیت و مورد ظلم واقع شدن قرار می دهد و این باعث خشم نهفته زنان نسبت به مردان می شود.» گفتنی است این اظهارات در حالی است که چیزی که در اسلام به عنوان مهریه بر عهده مرد قرار داده شده است،هدیه ای است که مرد برای همسر آینده تعیین می کند و علاوه بر آنکه مهر و محبت خود را نثار همسر می کند و موجب تقویت بنیان خانواده می گردد، ذخیره ای مالی و مادی برای زن است تا نسبت به وضعیت آینده اقتصادی خود اطمینان داشته باشد. شایان ذکر است ، شبکه من وتو با وجود آنکه رسوم زشت غربی همچون روابط نامشروع را ترویج می کند اما وقتی نوبت به احکام اسلامی می رسد حتی احکامی را که فوائد و خوبی های آنها کاملا واضح است را نیز نادیده می گیرد و به مقابله با آنها می پردازد. روزی که نوبت ازدواج تو هم برسد و ان شاالله با تحقیق از مسایل اسلامی است، میبینی عجب!! به حقیقت اسلام حق است میدانم که میدانی اما یقین مراتب دارد من و تو: ترویج همجنس گرایی و قبح زدایی از آن شبکه من وتو در تاریخ 20/4/90در برنامه"بفرمایید شام" که با حضور 4 مهمان زن برگزار شد، با پخش شرابخواری آنان و با گفتار زشت و زننده مهمانان به ترویج همجنسگرایی و بی اشکال بودن این قضیه کرد. ![]() در ادامه مهمانان برنامه که در نوع گفتار با کلامی زشت و زننده سخن میگویند به نوع رفتار و ارتباط با همجنس بازان پرداختند و نوع ارتباط با این افراد را بی اشکال عنوان کردند. من و تو: می توان شیعه بود و مشروب هم خورد شبکه من وتو در تاریخ21سپتامبر(30شهریور) در یکی از برنامه های خود میهمانان این برنامه را که به رقص و پایکوبی و همچنین خوردن شراب مشغول بودند شیعه معرفی کرد. ![]() این برنامه از 4نفر میهمان زن و مرد تشکیل می شد که به طور مکرر رقص مختلط آنان نشان داده می شد و متاسفانه در پشت سر این افراد تابلویی نصب بود که بر روی آن نام مقدس امام علی(ع)نقش بسته بود. به نظر می رسد این برنامه با نشان دادن مکرر رقص و مشروبات الکلی همراه با تابلوی یا علی(ع)مدد به دنبال این است تا به مخاطبین ایرانی خود که اکثرا شیعه هستند القاء کند که می توان مشروب خورد و با زن نامحرم رقصید و شیعه هم بود!؟ که این همان اسلام التقاطی است که غربی ها به شدت دنبال ترویج آن هستند می باشد. ضمن آنکه این شبکه تلاش دارد با نشان دادن هر چه ایرانی تر و اسلامی تر نشان دادن فضای ضد دینی برنامه های خود تاثیرگذاری بیشتری بر روی مخاطبین داشته باشد. منبع خبر ها:www.bultannews.com و مطمئن باش تاثیرش را میگذارد اما تو و من شکست میخوریم؟ بگذار همه بخوابند..بگذار راحت باشیم بگذار یقین داشته باشیم امر به معروفمان اثر نمیگذارد سر بی درد داریم و به کمالات خود میپردازیم و فقط متمرکز بر یاران حقیقی امام زمانمان میمانیم آری،در هر لحظه باید شکر گذار بود،وگرنه شرک است و شاید کفر اگر تمامشان بخوابند و ما و شصت نفر دیگر در تمام دنیا باقی بمانیم چه حای افسوس مگر یاران پیامبر پیامبران اولوالعزم،نوح(ع) چقدر بود اگر عاشقی،باید نشانی از معشوقت را یدک بکشی آری،من هم سینه ام تنگ آمده و یادگار مشقت هایشان را یدک میکشم یا حق طبقه بندی: فراماسونری، [ یکشنبه 21 اسفند 1390 ] [ 09:14 ب.ظ ] [ آرین رضا سلیمانی ]
[ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم سوال: خرید و فروش ترقه و انجام چهارشنبه سوری و سیزده بدر به اعتقاد نحسی 13 و احیای مظاهرشان چگونه است؟ متأسفانه این اعمال مورد تشویق قرار گرفته است؟ حضرت آیت الله العظمی خامنه ای: چهارشنبه سوری و سیزده به در مبنای عقلایی ندارد. (مجموعه استفتائات) حضرت آیت الله العظمی فاضل لنكرانی: در فرض مزبور كه دارای خطرات جانی و مالی است و موجب اذیت و آزار دیگران است و مخالف مقررات و قانون و نظم جامعه است جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی بهجت: این كارها مشروعیت ندارد. حضرت آیت الله العظمی تبریزی: هیچ یك از این امور رجحان شرعی ندارد و تشویق مردم به این مورد تشویق به دنیا و غافل كردن از آخرت است و این كه تصور می كنند این امور مردم را به حفظ وطن و عزت وامی دارد تصوری باطل است، آنچه مردم را به عزت می رساند و به حفظ وطن وامی دارد ایمان است و بس. حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی: اشكال دارد. حضرت آیت الله العظمی سیستانی: اموری كه به جامعه ضرر می زند و موجب ایذاء مردم است مانند استعمال ترقه و خرید و فروش آن جایز نیست. حضرت آیت الله العظمی مكارم شیرازی: این كارها شایسته مسلمان نیست. در همین راستا و با توجه به تبلیغات گسترده ای که از سوی رسانه های ضد انقلاب، علی الخصوص سایت سازمان منافقین صورت می گیرد، آیت الله العظمی مکارم شیرازی در خلال درس خارج خود در قم به این موضوع پرداخت و خواستار حذف مراسم خرافی چهارشنبه سوری و ممانعت از انجام حركات ناشایست در این روز شد. ایشان در ادامه افزودند: متاسفانه در چنین روزی (چهارشنبه سوری) شاهد انجام برخی از حركات ناشایست از سوی قشر جوان هستیم و مسئولان و نهادهای ذیربط باید از انجام چنین حركاتی جلوگیری كنند. چهارشنبه سوری یك مراسم خرافی بر گرفته از آیین غلط گذشتگان است و در فرهنگ اسلامی هیچ جایگاهی ندارد. پیامبر گرامی اسلام در بدو آغاز رسالت خود با برخی از سنتهای اعراب جاهلی مخالفت كردند و ما نیز باید با سنت غلط چهارشنبه سوری مقابله كرده و آن را حذف كنیم. دین مبین اسلام دارای سنتها و آیینهای بسیار خوبی است كه این آیینها باید جایگزین آیین غلط چهارشنبه سوری شود. در ایام نوروز كه از اعیاد باستانی است، باید سنتهایی همچون دید و بازدید، صله رحم، كمك به دیگران و … ترویج شود و ما نباید تسلیم سنتهای خرافی گذشتگان شویم. خرید و فروش، حمل و نقل مواد محترقه كه به منجر به ایجاد حادثه و مصدوم شدن دیگران میشود جایز نبوده و منفعت حاصل از آن نیز حرام است. منبع: سایت تابناک استفتائاتی از سایت آیت الله مکارم در زیر نقل میشود:
حکم استفاده از مواد محترقه در چهارشنبه سوری زمانی که اکثریت به طور همزمان از آن استفاده می کنند را بفرمایید.
این کار خلاف عقل و شرع است.
فرموده بودید که چهارشنبه سوری حرام است آیا پریدن بروی اتش وفقط
شادی کردن وسرگرمی در این شب هم اشکال دارد و یا فقط مسائل خرافی و زیانی
آن مورد نظر است ؟
بسیاری از خرافات منتهی به شرک می شود زیرا بعضی در انجام این
مراسم معتقد بودند آتش زردی آنها را می گیرد و سلامتی به آن می دهد که این
عقیده مساله توحید افعالی را زیر سوال می برد البته اینکه شما در چنین
مراسمی شب خوشی داشته باشید و با دوستان و خویشان خود شاد باشید کسی مخالف
آن نیست اما انجام آن مسائل خرافی و خطرناک است که با آن باید مخالفت کرد.
نظر حضرت آقا در خصوص چهارشنبه سوری و مسائل پیرامون آن چیست ؟
چهارشنبه سوری از خرافات است و چنانچه برخی اعمال موجب آزار و اذیت دیگران شود حرام است. ای برادر و خواهر مسلمان.نمیدانم در چه سطحی از ایمان قرار داری و در کجای دین قدم برمیداری.اما بدان اگر حتی در مراتب و درجات بالا هم باشی،امتحانات الهی با شرعیات و حرام و حلال دست از سرت بر نمیدارد. میدانم درجه و قربت بیش از من است،اما من دائما با مسائلی چون وضو،شک در نماز،نجاسات،دروغ،غیبت و اینگونه مسایل در حال آزمایش شدنم.و بدان شیخ اکبر،به قول بعضی بزرگترین عارف اسلام بعد از پیامبران و ائمه،در حالی عرفانی،دریافتی کرد.به او گفتند "احکام شرعی از تو برداشته شد".یعنی دیگر به آن مرتبه ای رسیده ای که لازم نیست حلال و حرام را رعایت کنی.او فهمید که القائات شیطانی بود و از این آزمایش بزرگ الهی سالم بیرون آمد و تا قیام قیامت هم تا وقتی در این جسم مادی هستیم، شرعیات درست بردار ما نیست. برایت دعا میکنم.خود را ارزان مفروش امیدوارم تو هم در نظرات و یا یک دست نوشته،به نقد از این آیین غلط بپردازی تا هم بصیرت مرا بالا بری و هم اجر زنده کردن دلی را نصیب خود کنی یا حق طبقه بندی: استفتائات، [ یکشنبه 21 اسفند 1390 ] [ 02:49 ب.ظ ] [ آرین رضا سلیمانی ]
[ نظرات ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||